هستي جونم و عيد غدير
سلام جون جوني مامانيييييييي.قربونت برم عيدت مبارك .چهارشنبه كه شب عيد غدير بود 1 اتفاق خوب افتاد اون هم جشن نامزديه آجي محدثه دختر عمه صديقه بود.هورااااااااااا آجي عروس شد. صبح چهارشنبه رفتم واست 1 جوراب شلواري جديد خريدم آخه اون قبليه به لباس عروست نميومد. عصر هم من وهستي و عمه كبري و زن عمو اكرم و آجي مريم 1 آژانس گرفتيم و زودتر رفتيم خونه عمه اينا.ماماني قربونت بره كه چقدر دختر خوب وصبوري بودي و اصلا گريه نكردي و ماماني رو اذيت نكردي نازنينم.اما مهم تر از همه لباسي بود كه كرده بودم تنت.لباس عروس خوشگلت رو كه مادرجون واست از مشهد خريده بود رو كرده بودم تنت.چون هوا كمي گرم بود زيرش رو هم نكردم تنت. قربونت برم كه چقدر ناز شده بودي تو عروس بودي نفس ماماني يا آجي محدثه؟؟؟؟؟؟؟ خلاصه حسابي جيگرطلا شده بودي و هركس ميديدت ميخواست بخورتت مامان جونم.دستبند و گردنبندت رو هم انداخته بودي و با پوست خوشگلت ميجنگيدند.ماشالااااااااااااااااااااااا به عسل مامان .بعد از اونجا رفتيم عروسي همكار مامان خاله ندا خواهر خاله نرگس. قبل از رسيدن به سالن تو خوابت برد زندگي من .خيلي خسته شده بودي.1 نيم ساعتي اونجا بوديم اما چون تو خواب بودي زود پاشديم و اومديم خونه.خلاصه اينكه روز شلوغ و شادي بود و خوش گذشت.عكساش اما هنوز آماده نيستن واسه همين فعلا مطلبش رو ميذارم اما قول ميدم كه زودي بيام و عكساش رو هم بذارم واست هستي جونم عروسك قشنگ من
اینم عکسای خوشگل دخملی





هستي جونم و عيد غدير
